كشتن،قتل،چرا و تحت چه شرايطي؟
منظورم قتلهاي حرفه اي كه قاتلهاي حرفه اي انجام ميدن نيست. منظورم قتل هاي صفحه حوادث روزنامه هاست،اينكه طرف دوست،زن يا شوهر يا حتي بچه چند ماهش رو ميكشه،اون موقع تحت چه شرايطيه،ممكنه همه ما تو شرايط عادي فكر كنيم امكان نداره يه آدم ديگه رو بكشيم ،اما آيا قاتلاي صفحه حوادث روزنامه اينطور فكر نميكردن؟ يعني ممكنه چند ساعت ديگه توي شرايط قتل قرار بگيريم و آدم بكشيم؟شرايط ما براي كشتن يك انسان چيه؟ ممكنه توي اون شرايط خودمون رو بكشيم ؟قبول كنيد براي كشتن بهانه لازم نيست وجود شرايط كافيه_وگرنه بهانه كشتن يه نوزاد چيه؟ شرايط قتل خودش تابع شرايط فرده مثلن وضعيت اقتصادي،اجتماعي،خانوادگي،روحي،مذهبي و خيلي فاكتورهاي ديگه و حتي فاكتورهايي مثل مكان،زمان و شرايط جسمي. ولي اينها همه شرايط قتل ما رو عوض ميكنن يا اونرو زودرس يا ديررس ميكنن، اما تغيير هيچكدوم نميتونه شرايط قتل رو حذف كنه.شرايط قتل هميشه براي همه ما وجود داره و اين همه ما رو تبديل به قاتلاي بالقوه ميكنه.
احتمالن ادامه دارد...

  
نویسنده : بهزاد ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ دی ،۱۳۸٦


 

كشتن،قتل،چرا و تحت چه شرايطي؟
منظورم قتلهاي حرفه اي كه قاتلهاي حرفه اي انجام ميدن نيست. منظورم قتل هاي صفحه حوادث روزنامه هاست،اينكه طرف دوست،زن يا شوهر يا حتي بچه چند ماهش رو ميكشه،اون موقع تحت چه شرايطيه،ممكنه همه ما تو شرايط عادي فكر كنيم امكان نداره يه آدم ديگه رو بكشيم ،اما آيا قاتلاي صفحه حوادث روزنامه اينطور فكر نميكردن؟ يعني ممكنه چند ساعت ديگه توي شرايط قتل قرار بگيريم و آدم بكشيم؟شرايط ما براي كشتن يك انسان چيه؟ ممكنه توي اون شرايط خودمون رو بكشيم ؟قبول كنيد براي كشتن بهانه لازم نيست وجود شرايط كافيه_وگرنه بهانه كشتن يه نوزاد چيه؟ شرايط قتل خودش تابع شرايط فرده مثلن وضعيت اقتصادي،اجتماعي،خانوادگي،روحي،مذهبي و خيلي فاكتورهاي ديگه و حتي فاكتورهايي مثل مكان،زمان و شرايط جسمي. ولي اينها همه شرايط قتل ما رو عوض ميكنن يا اونرو زودرس يا ديررس ميكنن، اما تغيير هيچكدوم نميتونه شرايط قتل رو حذف كنه.شرايط قتل هميشه براي همه ما وجود داره و اين همه ما رو تبديل به قاتلاي بالقوه ميكنه.
احتمالن ادامه دارد...

  
نویسنده : بهزاد ; ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ دی ،۱۳۸٦


 

  
نویسنده : بهزاد ; ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ دی ،۱۳۸٦


 

بی گمان؛

جشن خواهند گرفت

مرگم را

موش ها و زالوها و کرمها

اما شاید در مرگم

آدم‌ها

صورتک غمگین یا حتا گریانشان را

بزنند به صورتهاشان

ولی ؛

تو بخند

چون ما جشن خواهیم گرفت

از پیله جستن ؛پروانه شدنم را

با جمع ساده و بی‌آلایشه

موش ها و زالوها و کرمها.

  
نویسنده : بهزاد ; ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ مهر ،۱۳۸٦


 

لکه ننگی بر زمین

  
نویسنده : بهزاد ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ خرداد ،۱۳۸٦


راهکار

برای ریختن ترستون از مرده بهترین کار اینه که برین رو قبر ملت برینین ترستون از مرده‌ها می‌ریزه ... البته چند ساله دار فانی رو از مرده ها نمی‌ترسین اما وقتی خودتون مردین اونوقت تو دار باقی باید از مرده ها بترسین

  
نویسنده : بهزاد ; ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٦


 

کره خر عاقبت طغیان کرد هر چند خریت بود

  
نویسنده : بهزاد ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٦


 

کاش گوریل اینقدر غمگین نبود...

  
نویسنده : بهزاد ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٦


 

تست تست

  
نویسنده : بهزاد ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٦


؟؟

موندم اگه این قانون ممنوعیت حمل و خرید و فروش چاقو تصویب بشه کیمیایی چطور میخواد فیلم بسازه؟

  
نویسنده : بهزاد ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٦